کارآفرینی، پول آفرینی (شهروندان کارآفرین در ایران)

 

فایل کتاب کارآفرینی، پول آفرینی (شهروندان کارآفرین در ایران)

 

فهرست مطالب

مقدمه. ۷

فصل اول

شناسایی فرصت های شغلی و بازاریابی کالا و خدمات

الف : تعاریف و مفاهیم بازاریابی.. ۱۵

ب : فرصت… ۱۷

پ : انتخاب رسانه تبلیغاتی.. ۲۳

ت: کاربرد فناوری اطلاعات در راه اندازی کسب و کار های جدید. ۲۶

فصل دوم

آموزش تهیه طرح کسب و کار

الف : آموزش تهیه طرح کسب و کار ۴۱

ب : صورت های مالی.. ۵۳

فصل سوم

راه‌های کسب آمادگی برای ورود به بازار کسب و کار

الف : مقدمات ورود به بازار کسب و کار ۵۷

ب : مراحل کسب و کار ۵۹

پ : ویژگی های کارآفرینان.. ۶۱

ت: تامین منابع مالی کسب و کار ۶۳

ث : مشاغل خانگی: مزایا و شیوه ها ۶۶

ج : مزایای کارآفرینی در قالب شرکت های تعاونی.. ۷۶

فصل چهارم

آشنایی با قانون کار، تامین اجتماعی، مالیات و بانک ها

الف : آشنایی با قانون کار ۹۳

ب : آشنایی با قوانین و مقررات تامین اجتماعی.. ۱۰۱

پ : آشنایی با قوانین و مقررات مالیاتی.. ۱۰۸

مقدمه

شهروندان کارآفرین در ایران

کارآفرین بودن آسان نیست. در حقیقت، می‌توانم اینطور بگویم که کارآفرین بودن حتی از زندانی بودن هم سخت تر است.    

                   «جاگریتی چادهاری»

اقتصاد جهانی، بر پایه کسب و کار های کوچک و متوسطی بنا شده است که حاصل فرآیند کارآفرینی است. یک کارآفرین برای شروع یک کسب و کار، ملزم به داشتن تمامی تخصص های مرتبط با کسب و کار نیست ولی با آگاهی از مفاهیم کارآفرینی، می تواند با گام های محکم تری وارد عرصه کارآفرینی شود. کسانی که قصد ورود به بازار کسب و کار را دارند می بایست با الفبای کارآفرینی آشنا شوند تا بتوانند در میان انبوه کسب و کارها به موفقیت دست یابند. اگر چشم انداز خود را ترسیم نمودیم و دانستیم که به کجا می خواهیم برویم، آنگاه می توانیم ایده خود، در مورد راه اندازی یک کسب و کار را عملی سازیم. هنگام ورود به بازار کسب و کار، باید با روش های راه اندازی یک کسب و کار آشنا باشیم و بدانیم که چه کاری را می بایست آغاز کنیم و انتخاب های دیگرمان چیست؟ از آنجایی که به دنبال موفقیت هستیم، پس باید بدانیم که چگونه می توان کارآفرین شد؟ کارآفرینی فرآیندی است که طی آن، فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصت های جدید و بسیج منابع، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکت های نوآور می کند . کارآفرین کسی است که به انگیزه های مختلف و با داشتن یک هدف مشخص، پس از شناسایی زمینه های مناسب و نوین تولید، اقدام به ثروت آفرینی برای دیگران می کند.

کارآفرین فردی است که دارای ایده و فکر جدیدی است و از طریق ایجاد یک کسب و کار که توام با ریسک مالی و اجتماعی و حیثیتی است، محصول و خدمت جدیدی را به بازار عرضه می کند. کارآفرین منتظر استخدام شدن نیست، بلکه خود استخدام کننده است. او ممکن است سرمایه دار یا کارگر نباشد، اما از سرمایه و نیروی کار به خوبی استفاده می کند. او به ارزش های خاصی پای بند است، لذا صداقت، اعتماد، از خود گذشتگی و نوع دوستی، جز خصوصیات اخلاقی وی است.

بر خلاف سایر فرهنگ ها و اقتصادها، که کارآفرینی به یک سبک زندگی تبدیل شده است، در ایران همواره به کارآفرینی بعنوان یک پروژه نگاه شده است و بیش از آنکه فرآیند کارآفرینی برای ما جذاب باشد، دستاوردهای کارآفرینی برایمان مهم است. پروژه کارآفرینی از این جهت می‌تواند عنوانی معنادار باشد که بسیاری از کسانی که سودای کارآفرینی را در سر دارند، درست مانند یک پروژه، نقطه‌ی شروع و پایان مشخصی را برای کارآفرینی در نظر می‌گیرند و منتظر هستند تا پروژه کارآفرینی به پایان برسد و بتوانند از میوه‌های این تلاش استفاده کنند و در سایه دستاوردهای آن بیاسایند. یک کارآفرین تلاش می­کند ضمن ارائه‌ی راه­ها و فرصت‌های جدید، راه و روش­های جدید را به فرصت­های پول‌ساز و رشد و تعالی شخصی خود مبدل نماید. اغلب کارآفرینان از نقاط ضعف، تهدیدها و فرصت­ها استفاده می­کنند و آنها را به شرایط پول‌ساز و فرصت­های جدیدی تبدیل می­کنند. یک کارآفرین دقیقاً از موضوعی استفاده می­کند که به عقیده‌ی بسیاری از مردم عادی مشکل و ناسازگار با شرایط است. موضوعی که اغلب مردم از آن ناراحت و برای خود و یا صنعت و تولید خود آن را معضل می­دانند. متأسفانه در ایران به دلیل تسلط دولت بر امور جاری متولی و کارفرمای اصلی برای اغلب صنایع و شرکت های بزرگ همچنان دولت محسوب می شود و این دقیقاً بر خلاف رویکرد اغلب کشور های توسعه یافته و پیشرفته است که بخش خصوصی با اختیارات فراوان صاحب صنعت و تکنولوژی محسوب می شود. یکی از دلایل رشد بیکاری در جوامع کمتر توسعه یافته نبود ایده و خلاقیت در سطح سازمآنها و شرکت­ها است. در ایران تسلط دولت بر امور شرکت­ها خلاقیت و رقابت را از سطح جامعه ربوده است. جامعه کمتر در خود نیاز به رقابت می­بیند و بیشتر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان جامعه تنها به دنبال یافتن یک کار ثابت و بدون دردسر در شرکتی دولتی هستند. هر چند تحصیلات دانشگاهی و دبیرستانی نیز در ایران متأسفانه به نحوی برنامه‌ریزی و تدریس نمی­شود تا دانش­آموزان و دانشجویان ما با خودباوری و توانایی لازم برای ایجاد یک کسب و کار نوین و خلاقانه وارد بازار کار شوند. چیزی که به شدت در جامعه به آن نیاز داریم قشر تحصیل کرده و کاردانی است که از فرصت­های به شدت زیاد و منابع اولیه و پتانسیل­های موجود در بازار ایران بتوانند انواع کارآفرینی­ها و راه­های جدید را بوجود بیاورند. به عقیده‌ی بسیاری از سازمان های بین‌المللی مانند بانک جهانی، سازمان توسعه و مشارکت اجتماعی، سازمان ملل متحد و… تنها دولت­ها هستند که می­توانند با تغییر ایدئولوژی­های تحصیلی و حمایت از ایده­ها و کارآفرینان فرصت­های مرده را به جریان و رگ جامعه تزریق نموده و مشکلاتی مانند بیکاری را کنترل و ریشه کن بکنند. شرایط دانشگاهی و آموزشگاهی و نخبه‌پروری ما در حوزه‌ی کارآفرینی باید اعتماد به نفس و استقلال بیشتر و اتکا به توان داخلی را بیشتر در دانشجویان تقویت کند. دانشجو باید شرایط جامعه را بداند و نسبت به موضع جامعه و شرایط حاکم بر صنعت و اقتصاد جامعه بتواند مشکلات خود را مرتفع نماید تا موفقیت خود را در کارآفرینی تضمین کند. دانشجوی کارآفرین باید بتواند بدون نیاز به استفاده از شرایط اقتصاد روان و سالم بتواند با به کارگیری کمترین فرصت­ها بهترین شرایط را برای خود به وجود بیاورد و از قدرت رقابتی بسیار زیادی بهره­مند شود. متأسفانه تعداد دانشجویان در ایران هر روز بیشتر شده و تعداد افرادی که خواهان ورود به بازار کار هستند و این زیاد بودن تعداد دانشجویان متأسفانه بر روند آموزش نیز تأثیر منفی داشته و کیفیت آن را کاهش داده است. دانشجویان ما باید از ابتدا مسیر خود را درست کنند. بسیاری از کشورهای توسعه یافته سطوح ابتدایی و راهنمایی خود را تقویت کرده­اند به شکلی که دانشجو در زمانی که خواهان ورود به تحصیلات عالیه است به خوبی توانایی حضور در بازار کار را دارد و تنها به جهت توسعه‌ی دانش و توانایی خود به تحصیلات ادامه می­دهد. در حالی که در ایران تمام نگرانی دانش‌آموزان موفقیت در کنکوری است که همه‌ی تمرکز آن بر علوم غیر عملی و  مهارت­های علمی و کتابی دانش‌آموزان است. حتی دانشجو در زمان تحصیل در دانشگاه هم اغلب توانایی لازم را به دست نمی­آورد و پس از ورود به بازار کار تازه باید از ابتدا دوباره آموزش ببیند. حتی این موضوع قبلاً شرایط بدتری داشت چرا که دانشجویان فارغ از علاقه و تخصص نسبی خود و صرفاً برای حضور در دانشگاه در رشته­هایی تحصیل کرده­اند که اغلب اصلاً علاقه­ای به آن ندارند. یکی از نیازهای اساسی آموزش کارآفرینی در همه‌ی جوامع استفاده از فناوری­ها و تکنولوژی­های پیشرفته‌ی آموزشی است. وقتی دانشگاه و مرکز آموزش عالی در بسیاری از مناطق ما از امکانات اولیه‌ی دانشگاهی برخوردار نیست، نمی­توان انتظار داشت تا کارآفرینی در ایران موفقیت زیادی به دست بیاورد. مشکلاتی مانند زیر ساخت­های ضعیف بسترهای اینترنتی، نبود رایانه و تجهیزات به روز تحصیلی، نبود کارشناسان توانا برای ایجاد منابع تحصیلی رایانه ای، خدمات ارتباطی ضعیف، ضعف شناخت زبان انگلیسی، اطلاعات قدیمی و نا معتبر بازار کار و …. اساس و پایه‌ی بسیاری از فرصت­های کارآفرینی نه تنها در بین دانشجویان و دانش­آموزان بلکه در همه‌ی صنایع و خدمات و تولیدی­ها، در تمامی کشور­های توسعه یافته وجود تحقیق و توسعه است. ما در ایران بخصوص در حوزه­های کارآفرینی، تحقیقات نداریم و اگر هم باشد بسیار ضعیف است. در حالی که شناخت فرصت­های جدید تنها در سایه‌ی تحقیقات میدانی و علمی بسیار دقیق است. باید یک کارآفرین بداند چه فرصت­ها و موقعیت­هایی دارد. در کدام نقاط ضعف وجود دارد، کدام صنایع به چه مواردی نیاز دارند، اکثر واردات کشور در چه حوزه­ای و برای تأمین آن در داخل مشکلات چیست، نیازهای خرد و کلان هر صنعت و خدمتی چیست و… . این وظیفه‌ی تحقیقات است که این فرصت­ها و شرایط را مهیا نماید تا کارآفرین با طراحی ایده‌ی مناسب در تلاش برای حل مشکلات شناخته شده و فرصت­های موجود بتواند ضمن کارآفرینی در حوزه‌ی تعیین شده و رفع مشکل به کمک اقتصاد کشور هم بیاید. خوشبختانه تلاش چند ساله‌ی اخیر دولت برای برون رفت از این شرایط تا حدود زیادی توانسته مشکلات آموزشی را مرتفع نماید هر چند هنوز فاصله‌ی زیادی داریم. از طرفی هم دیدگاه مردم به تولیدات داخلی عوض شده و فرهنگ کارآفرینی و ایجاد کسب و کار تازه در حال رشد است. در نتیجه می­توان به آینده‌ی کارآفرینی در ایران بسیار خوش‌بین بود.

۱۳۸ صفحه

pfd

 

Sorry, the comment form is closed at this time.